مديريت فردا

موضوعات متنوع با گرایش مدیریتی- اجتماعی- جامعه شناسی

اشغال فرصت اشتغال توسط زنان
ساعت ٤:۳٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٥/٢/٢۸  کلمات کلیدی:

قانونی باید تصویب شود که از استخدام افسار گسیخته ی خانمها در فرصتهای شغلی محدود جلوگیری شود  ......

دلیلش را بعدا توضیح میدم:  خب اینم بخشی کلی از دلایل ش

1- بهر حال فرصت شغلی امتیازی اقتصادی اجتماعی فرهنگی شخصیتی و .... به شمار می اید که در زندگی هر شخص و خانواده بسیار تعیین کننده اس و از دیدگاههای مختلف جز ایده الهای هر خانواده و جامعه مدرن به شمار می اید.

2- در فرهنگ اجتماعی ایرانیان مرد باید نان اور خانواده باشد به همین دلیل در ابتدای شکل گیری هر هسته خانواده یعنی خواستگاری   از مرد انتظار داشتن شغل را دارند اگر دختر شاغل باشد مسئولیتی در قبال تامین معاش خانواده برایش تصور نمی شود و تعهدی ظاهرن ندارد.

( صرفا شاغل بودن دختران را تفنن و تفریح و سرگرمی میدانندو درامد حاصل از کارکرد خانم ها برای مصارف شخصی ارایشی و جنبه تجملاتی دارد)

3- یکی از دلایل مهم عدم تمایل به ازدواج جوانان پسر عدم استفاده و بهره مندی از فرصتهای اشتغال است اگر فرض یقین بر این باشد که فرصتهای شغلی در جامعه محدود است و این فرصت در اختیار دختران قرار گیرد که مسئولیتی در قبال معیشت خانواده ندارند پس دادن این فرصت به خانم ها ضربه زدن به تشکیل خانواده  ها جدید هست که بر اساس بی تدبیری و احساسی عمل کردن مسئولین و دولت مردان بوجود می اید. 

 - شاغل بودن برای پسران انگیزه به تاهل و ازدواج وتشکیل خانواده را افزایش  میدهد در حالیکه شاغل بودن در دختران تمایل به ازدواج را کاهش و یا حداقل به تاخیر می اندازد

-البته که اشتغال زنان سرپرست خانوار از این قواعد مستثنی بوده و جز اولویتهاست حداقل میتواند یکی از شرایط الزام برای اشتغال دختران متاهل بودن انها باشد

 - شاغل بودن خانمها به حال درصد از فرصتهای تربیتی فرزندان اینده را خواهد گرفت در تحقیقات میدانی  خانواده هایی که پدر و مادران شاغل باشند اینده تحصیلی و اخلاقی انها دچار مشکلات فراوان میشود

4- پیمانکاران  و بخش خصوصی و دولتی تمایل وافری دارند که از دختران و زنان در محیط کار استفاده کنند چونکه هزینه کمتری دارند دستمزد کمتر ، مطیع هستند ،بعضا ادعا ندارن ،اهل شکایت نیستند ، بیمه نمی شوند، در حق ساعات کار انها زیاده روی میشود ،معترض نیستند ،بجای 8 ساعت تا 12 و بیشتر ساعت کار می کنند.

اما معضلات بسیاری از لحاظ اخلاقی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را برای کل جامعه بدنبال دارد اول اینکه کانون خانواده ها از وجود مادران موثر خالی میشود ،دوم اینکه نوع ارایش منظم اجتماعی بهم می خورد و سوم امار استقلال طلبی زنان  افزایش، سن ازدواج - پیری جمعیت ،افزایش امار طلاق -  افزایش زنان و مردان بیوه - فحشا بعضا در محیط کار - سو اثر در تربیت فرزندان بدلیل نبودن مادران شاغل در محیط تربیتی خانواده -  ازدواج های کذایی سقید - ولنگاری و الافی جوانان پسر و رویکرد الودگیهای افیونی -  سرخوردگی - لجاجت مردان - ایجاد شغلهای کاذب و ......

در مجموع مردان الویت بیشتری در استفاده از فرصتهای شغلی باید داشته باشند چرا که بدنبال ان مسئولیتهای بزرگی از لحاظ نقش انان در اقتصاد خانواده و همچنین در شکل گیری خانواده و دیگر متغییرهای فرهنگی جمعیتی و ...... دارند در حالیکه دختران اگر حتی شاغل بشوند و فرصتهای اشتغال را تصرف کنند چنین مسئولیتی ندارند و ارایش و نظم هارمونی جامعه برهم خواهد خورد کما اینکه این وضعیت اکنون بوجود امده و عوارض ان کم کم گریبان جامعه ما را گرفته است و در حال افزایش و به افتضاح رسیدن است - هر چند افتقاد دارم برخی مشاغل و مناصب شغلی خاص خانمهاست و لازم است از این فرصتها هوشمندانه برای خانمها استفاده کرد. 


 
ترور اموال و دارایی - آبشار وقایع
ساعت ٦:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٥/٢/۱٢  کلمات کلیدی:

دولت امریکا در یکی از استراتژیهای برخورد با نظام جمهوری اسلامی از عبارتی استفاده کرد که مفهوم دنباله داری را در پی دارد. 

((((((خالی کردن یک کامیون اجر روی سر نظام ))))) آبشار براندازی

ترور فرهنگی == ترور اقتصادی بانکی = ترور دیپلماسی = ترور دینی و اعتقادی =ترور رسانه ای = ترور اجتماعی = ترور تجارت جهانی = محدودیتهای حمل و نقل ترور دوستی با همزیستی با همسایگان و .... از جمله مواردی است که دنبال می کند 

سرقت بیش از دو ملیارد دولار از اموال  ملت ایران و نه دولت ایران 

در واقع این استراتژی مبارزه چندین ساله ای را دنبال می کند به این مفهوم که هر پاره اجر یک سناریو و خود یک پروژه عملیاتی در مبارزه ضربه زدن و تضعیف نظام جمهوری هم در داخل و هم در سطح بین المللی است

بنابراین لازم است نظام اسلامی ترفندی چند جانبه در مقابله و درهم کوبیدن این تفکر بیندیشد.

اقدام اخیر در مصادره اموال و دارایی چندین میلیارد دلاری از حقوق و دارایی ملت شریف ایران خود نوعی ترور جدید امریکاست 

در واقع اوباما و دولت امریکا تجربیات جدیدی را در ایران عملی کردن که جواب داده و بعید نیست همین اقدام را برای سایر ملل متخاصم انجام دهد 

در مقابل این ترور ثروت و داراییایرانیان باید حکم قضایی در مصادره اموال و دریافت غرامت در این زمینه ها را از مراجع بین المللی و قضایی مثل دادگاه لاهه را جدی دنبال کند . حتی پیگیری طرح این موضوع می تواند شروع خوبی از ژیگیری و تاثیر جهانی داشته باشد.

 1- بایت کودتای 28 مرداد در ایران و شهدای ان دوران و دریافت غرامت دوران عقب ماندگی ایران 

2- بابت پرتاپ موشک به هواپیمای مسافربری  در خلیج فارس 

3- بابت همه شهدا جانبازان و اسارت دوران 8 سال دفاع در مقابل عراق که توسط امریکا حمایت و تجهیز شده بود 

3- دریافت غرامت بابت خسارات اقتصادی جانی و مالی 

4- ادعادی حیثیت نسبت به دستبرد و سرقتی که امریکا در طول پس از انقلاب در دخالت علنی انجام داده است

6- دریافت غرامت به سبب ترور مسئولین و شخصیتهای دولتی بهشتی رجایی و .... و همچنین دانشمندان هسته ای  و مجروحین شیمیایی و ...

7- دریافت غرامت از بابت حمایت و پشتیبانی از تروریستهای مخالف نظام مانند منافقین و ..... 

در مجموع این حکم قضایی اعم از مشاورین رده بالا نظام در داخل و خارج به نحوی باید خار چشمی شبیه به  حکم شرعی باشد که امام راحل در مورد سلمان رشدی دادند 

 بطوریکه در هر کشوری و به هر نحوی منافعی از امریکا بدست اید در جهت احقاق حق ملت در مواد فوق مصادره و در دسترس ایران قرار گیرد.

این اقدام لازم است با تدبیر و درایت کامل مدیریت شود که دشمن پشیمان شود 


 
اعمال مدیریت سرمایه گذاری دولت بوسیله بانکها
ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٤/۱٢/٥  کلمات کلیدی:

فرار سرمایه = پس اندازهای کاذب

یکی از تصمیمات غلط دولت کاهش نرخ سود سپرده گذاری در بانکهاست این ساست ناشی از ضعف شدید دولت در نظارت و اعمال مدیریت در هدایت سرمایه های پس اندازی مردم به سوی تولید و عوامل خدمات صنعت کشاورزی و سایر فعالیتهای سازنده و اشتغال زا است 

در واقع ضعف دولت بدلیل یاغی شدن نظام بانکی، سعی در حذف و رفع تکلیف از خود شده است . تا توپ را به زمین مردم بیندازد و از خود سلب تکلیف نماید

فشار بر کاهش نرخ سود بهره سپرده گذاری مردم و در مقابل عدم کاهش نرخ بهره وام به بخشهای مفید تولیدکنندگان و خدمات دهندگان عرصه  ی اقتصادی  بدلیل غیر منطقی بودن هزینه های بانکی و غیر اقتصادی شدن نطام بانکی است که حاصل ضعف وظیفه نظارتی و مدیریتی دولت است

این نتایج را بدنبال دارد که مردم سپرده ها کلان و یا خرد خود را از سیستم بانکی خارج می نمایند(فرار سپرده گذاری خرد و کلان پس انداز مردم ) و نتایج سریع ان این خواهد بود که این سپرده ها وارد مشاغل و سرمایه گذاری در زمینه های  کاذب کم بازده و بعضا دلال گری و خلاف سیاستهای مفید و یا شاید مخرب مانند  خرید و فروش زمین مسکن طلا و جواهر ارز فعالیتهای ربایی و  تورم زا ..... ....... میگرددکه بدنبال ان افیونهای و عوارضات نابسامانی فقر و فحشا در جامعه را بوجود می اورد

بدلایل ریر مردم قادر به سرمایه گذاری در تولید را شخصا ندارند

1- سو مدیریت و عدم وجود تواناییها در دانش کسب و کار

2- عدم وجود تسهیلات لازم برای دریافت عوامل کسب و کار

3- پیچیدگی و دشواریهای حصول اخذ موافقتنامه های کسب و کار

5- افزایش نرخ مالیاتها عوارض گمرکی و بیمه و سایر عوارض تولید و فعالیتهای اقتصادی 

6- عدم انسجام لازم در بین بخشها در جذب سرمابه های کوچک و کلان در جامعه 

7- عدم ایجاد تسهیلات لازم در توسعه تکنولوزی داخلی و واردات تکنولوژی تولید 

8- انحصاری کردن برخی فعالیتها و تبعیض در دسترسی به برخی سرمایه گذاریهای در بخش خصوصی

و بسیاری دیگر از عوارض اجتماعی و فرهنگی و سیاسی دلیلی خواهد بود بر اینکه سرمایه و سپرده های پس اندازی مردم سرگردان و پراکنده شده تا سر از ناکجا ابادها در بیاورد/


 
مدیران تصادفی - مدیران ناشایست
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۱٩  کلمات کلیدی:

 مدیران اتفاقی!

این روزها افراد زیادی را می‌بینیم که تکیه بر صندلی مدیریت زده و خود را مدیر یک سازمان می‌دانند اما کوچک‌ترین دیدی از مدیریت ندارند. امروزه در بسیاری از سازمان‌ها پدیده‌ای به نام مدیریت تصادفی رخ می‌دهد و مدیران این سازمان‌ها بر اثر یک تصادف به پست مدیریت ارشد سازمان دست پیدا می‌کنند. معمولا این مدیران را نمی‌توان حذف کرد اما می‌توان به ارتقای دانش مدیریتی آنها فکر کرد. 

مدیران تصادفی، همواره تهدیدی برای کارکنان محسوب می‌شوند؛ چون به‌صورت تصادفی به این پست دست پیدا کرده‌اند و احساس می‌کنند زیردستان آنها قصد تصاحب جایگاه آنها را دارند؛ این مدیران به راحتی کارکنان را جذب یا اخراج می‌کنند؛ تصمیم‌های آنها غیر‌قابل پیش‌بینی است و کسانی را که به آنها وفاداری بیشتری داشته باشند، ارتقا می‌دهند و به تخصص افراد توجه زیادی نمی‌کنند؛ چون نیروهای متخصص ممکن است به عملکرد آنها انتقاد کنند و این مدیران معمولا از انتقاد کارکنان فراری هستند. از طرفی معمولا آنها تصمیم‌های پراکنده‌ می‌گیرند و به خوبی نمی‌توانند در بخش‌های مختلف سرمایه‌گذاری‌های لازم را انجام دهند.

در این میان مدیران تصادفی معمولا نمی‌توانند ارتباط خوبی با کارکنان رده پایین سازمان برقرار کنند و توجه چندانی هم به این کارکنان نمی‌کنند؛ به همین دلیل کارکنان رده پایین سازمان حس خوبی نسبت به سازمان ندارند و این موضوع بر عملکرد کلی سازمان تاثیر منفی می‌گذارد و به جای اینکه با این کارکنان جلسات متعددی را برای برقراری ارتباط موثر برگزار کنند، جلسات بی‌فایده‌ای برگزار می‌کنند که خروجی لازم را برای سازمان ندارد و بسیار برای کارکنان سازمان وقت‌گیر است.

دلایل و شرایط متفاوتی ممکن است رخ دهد که فردی خود را به‌صورت تصادفی در پشت میز مدیریت ببیند؛ برخی از سازمان‌ها که توسط یک کارآفرین ایجاد شده، ممکن است به‌صورت ناگهانی مدیر سازمان فوت یا مهاجرت کند و فرزند آن کارآفرین پست ریاست سازمان را بر‌عهده بگیرد. در بعضی از سازما‌ن‌ها مدیر ارشد آن سازمان به دلایل سیاسی یا اقتصادی ناگهان برکنار می‌شود و مدیر میانی بدون داشتن تجربه مدیریتی، مدیریت ارشد سازمان را تصاحب می‌کند. یکی دیگر از اتفاق‌هایی که ممکن است در این راستا رخ دهد این موضوع است که یک سرمایه‌گذار، بیشتر سهام شرکتی را می‌خرد و تصمیم می‌گیرد مدیر معتمد خود را در آن شرکت منصوب کند که در این مورد هم مدیر به‌صورت تصادفی انتخاب شده است.


 
همزیستی مذهب و مدرنیته!!؟
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٤/۱٠/۱۳  کلمات کلیدی:

در مورد این چالش اطهار نظر کنید:

اگر یک فرد مطلقا مذهبی را وارد محیط و فضای مدرنیته قرار دهیم چگونه زندگی خواهد کرد؟

آیا تحت تاثیر دنیای مدرنیته به مذهب و اعتقادات خود پشت می کند/

آیا مذهب و اعتقادات او بر رفتار دنیای مدرنیته تاثیر می گذارد و میتواند فائق آید؟

آیا تعامل سارنده ای بین این دو قدرت یعنی اعتقادات مذهبی و عمل و تبعیت از نظام مدرنیته می تواند ایجاد کند؟

====== 

و حالا اگر یک فرد مطلقا مدرنیته را در محیط و فضای کاملا مذهبی قرار دهید چه رفتای انجام میدهد؟

آیا می تواند دنیای پیرامون خود را به تمایلات مدرنیته تغییر دهد؟


 
سطوح مختلف دوستی و رفاقت ها
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/۱٠/۱۱  کلمات کلیدی:

الگوهای دوستی و رفاقت ها در عصر جدید نسبت به گذشته کاملا تغییر کرده به همین جهت رفتارهای مردم جامعه از تنوع و پیچیدگی  بیشتری برخودار است. الگوهای قدیم در سطوح زیر شکل می گرفت :

سطح اول : رفاقت های خانگی = پدر مادر برادران  خواهران و فامیل درجه یکم و  نسبی و سببی این سطح از دوستیها  در دوران کودکی شکل می گیرد

سطح دوم : رفاقتهای محله ای: این سطح از رفاقتها محدود به همسایه ها و محله ای است که شامل افراد همان کوچه و خیابان در اوایل نونهالی و قبل از ورود به محیط اموزشی پی ریزی میشود.

سطح سوم: رفاقتهای شهری: این نوع رفاقتهای غالبا  در محیط مدرسه و تا دبیرستان شکل می گیرد و از تنوع بیشتری برخوردار است بدلیل اینکه در محیط مدارس و دبیرستان از تنوع قومی و اخلاق در محدوده فرهنگی همان شهراز تنوع کمتری  برخوردار میشوید.

سطح چهارم : رفاقتهای برون استانی: این نوع رفاقتها به واسطه سفر و اعزام به سربازی برای اقایان و همچنین در دانشگاهها و شرائط شغلی کستره بیشتری دارد.

سطح پنجم :رفاقتهای فراملیتی: این نوع رفاقتها به فراخور ارتباطات شغلی تفریحی و همچنین شرایط عصر جدید بنا بر کاربرد فناوریهای رسانه ای خصوصا موبایل  تلفن و شبکه های صنفی صورت می گیرد.

=============

اما در عصر کنونی این سطح از ارتباطات تنوع رفاقتی و دوستی های مجازی کاملا معکوس شده و به کمک تاثیرات فرهنگی جهانی را در عمق خانواده ها از کودکی با سطوخ میان سال ها رفاقتها و تعاملات فراملیتی گسترده ای ایجاد کرده است .

بدیهی است نسل آینده ترکیبی رفتاری در زمینه دوستیهای کاملا متفاوتی خواهد داشت که در همه شئونات زندگانی موثر است .  تحلیل آن بماند=


 
جاذبه و دافعه
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/٩/٦  کلمات کلیدی:

یادتون هست چند سال پیش ایده استفاده از قانون دو قطب همنام آهنربا در صنعت اتومبیل را دادم تا هیچ خودرویی بهم نخورن و تصادفی رخ ندهد !؟!!

 اکنون همین ایده را کمپانی جنرالزموتورز در اتومبیلهای گران قیمت و اتومبیلهای امنیتی بکار برده 

 نامردا ایده منو دزدیدن و حق امتیازشو بمن پرداخت نکردن 


 
قوم و نژاد سازی
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٩/٥  کلمات کلیدی:

از آنجاییکه تعصب قومی افراطی  در بین دو قوم ایرانی عکس العملهای سیاسی پیدا کرده و محدودیت برای هنر نمایی هنرمندان داشته است 

در واقع این مصداق را گواهی میدهد «کسی که از خودش پاکه از محاسبه چه باکه»

 بنازم به مهران مدیری باهوش که قوم و نژادی جدیدی اختراع کرد بنام بررره با زبان گویش و ادبیات و مرام نوین که باعث هجمه هیچ قومی نگردید .


 
احساس لامسه
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٤/٩/٥  کلمات کلیدی:

بر اساس تلاشهای فراوان دانشمندان عرصه دیجیتال و هر چه عینی تر کردن دنیای مجازی به واقعیتها به زودی سخت افزار و نرم افزارهای ترکیبی به بازار عرضه میشود که دارای برانگختن احساس پنجگانه بشری است .

بر این اساس می توانی حس بویایی حس لامسه حس چشایی مزه را نیز درک کنید و با تحریک هورمونها و غرایض درونی مغزی سبب همان احساس واقعی بشوید 

 در این صورت فرد دلخواه خود را که فرسنگها از شما دور است می توانید بطور مجازی حس کنید ببوسید و در آغوش بکشید.


 
حریم خصوصی
ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/٤/٢۳  کلمات کلیدی:

چقدر به حریم خصوصی افراد شناخت دارید؟

احترام به حریم خصوصی دیگران یکی از آداب تربیتی است که از خردسالگی توسط خانواده آموزش داده شده و تبدیل به یک عادت و سپس نهادینه میشود تا در سطح جامعه تبدیل به یک فرهنگ اجتماعی شود.

اینکه بالش خوابیدن بچه ها مشخص شده و روبالشی ها رنگهای متمایزی باشه - محل خواب بچه ها معین باشه ملافه و تشک - از لباسهاو کفشها گرفته تا حتی قاشق غذاخوری و حتی محل نشستن فرزندان 

اما هر چقدر بزرگتر می شویم حریم و حیطه فردی و اجتماعی از سطح خانواده به محیط بیرونی گسترده تر میشوم و فرهنگ سازی رعایت حریم خصوصی پیچیده تر می شود 

امروزه نسبت به دهه های گذشته دامنه حریم خصوصی انسانها وسیع تر و متنوع تر شده است از داشتن اطاق مستقل یا گوشی موبایل یا ماشین و در حالت گسترده تر دارا بودن آپارتمان و ..... 

در مجموع حریم اختیارات و آزادی و حق مالکیت را می توان در حیظه های زیر مورد تجزیه و نحلیل قرار داد

1- حریم خصوصی انفرادی = مالکیتهاو حد مرزهای فردی نسبت به خودتان

2- حریم خصوصی در خانواده= مالکیتها و آزادی عمل شما نسبت به اعضای خانواده و رعایت حقوق اعضای دیگر خانواده 

3- حریم خصوصی درگروه یا سازمان = مالکیتها و محدوده اختیارات و مسئولیتها در محیط شغلی خود نسبت به همکاران و همکاران نسبت به همدیگر

4- حریم خصوصی در جامعه و اجتماع = حق مالکیتها و حد و مرزها آداب اخلاقی اجتماعی در تعاملات اجتماعی شما نسبت به جامعه و جامعه شهری نسبت به شما

5- حریم خصوصی در سطح بین المللی= حقوق مالکیتها و حفظ حریم بشری نسبت به ملتها فرهنگها در رفتارهای مختلف اقتصادی تجاری  گمرکی و حفظ حقوق بشردوستی

 ادامه دارد .............


 
موضع مذاکره ایران و +5 دقیقا مصداق این واقعه است
ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/٤/۱٦  کلمات کلیدی:

موضع مذاکره ایران و +5  دقیقا مصادیق این واقعه است.

برای مقابله با خالی کردن یک کامیون آجر (انبوهی از مشکلات) بر روی سرت چیکار می کنید؟

 پاسخها:

- کاری می کنم کامیون پنچر بشه.

- ادمکی درست میکنم اشتباه روی اون خالی بشه.

- سیستم کامیون را دست کاری می کنم هیچوقت جکش بالا نره.

- کافیه یک کلاه ایمنی محکم روی سرت بگیری و استوار و محکم عمودی زیر تخلیه بار آجر قرار بگیری.

- کاری می کنم کامیون زیر همین بار له بشه.

- کاری می کنم با شرائط ایمنی کامل حساب شده بوسیله کارگر خالی بشه .

و شما برای حل این کیس چه پیشنهادی دارین ؟ .......


 
برای دلم
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٤/٤/۱٢  کلمات کلیدی:

- ×× وقتی به تجربیات قبلی زندگیم فکر می کنم، می بینم همیشه برای خوشآیندی دیگران (جامعه ام، اداره و سازمان شغلیم، فامیل وخانواده ام، افرادخاص) زندگی کردم .

 هیچوقت به میل دلم و برای خودم زندگی نکردم.قلب 

دارم تمرین می کنم واسه ی دلم زندگی کنم - مگه میشه یعنی ممکنه؟ !!!!آخ


 
آزمون استخدامی !!!!!؟
ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/٢/۱٩  کلمات کلیدی:

دیروز از جلوی یکی از دانشگاههای استان رد می شدم ماشینها و جمعیت نسبتا نه جوانی را دیدم شلوغ جلوی دانشگاه تجمع کرده بودن سئوال کردم قضیه چیه گفتند ازمون استخدامی وزارت نیرو سازمان آب و برق قرار برگزار بشه 

جمعیت زیاد جوان نبودن شاید میانگین سن از 32- 35 به بالا بودن و نسبتا از همه شهرستانها بودن پرسیدم اینهمه جمعیت تازه می گفتند دانشگاههای دیگه رشته های دیگر را برگزار می کنند 

پرسیدم مگه چند نفر می خواد استخدام بشه گفتم خیلی کم مثلا در رشته برق فقط 5 نفر و رشته عمران فقط 12 نفر، متعجب شدم این همه بیکار از سن گذشته به چه امیدی؟ بعضیها دیرشون شده بود با عجله می دویدند. 

پیش خودم گفتم چه ملت دوست داشتنی و ملوسی داریم یادم امد دوران نوجوانیم ی گربه خونگی داشتیم همش توی محله ما پرسه می زد برای ی پس مانده عذایی . گاهی واسه تفریح موچ موچش می کردیم بلافاصله  دم تکون می داد می امد خودشو به پای ما می چسبوند و ملوس بازی در میاوورد  

تا مادر یا بابا این صحنه را می دید ما را نهیب می زد نجسه نجسه نذار خودشو بهت بماله  ما هم مثل توپ فوتبال به مانند بکهام شوتش می کردم و کیف می کردیم و پوز می دادیم که بله ما اهل پاکی و نجسی کردن هستیم 

 دقیقا بلانسبت این ملت نسبت به گربه این جماعت چندین صد هزار  نفری سه ماه پیش با هزار امید ثبت نام کردن و انتظار کشیدن، مدارک دادن ،تست کار کردن ،احکام خواندن و کلی از شهرستانهای دور و نزدیک امدن 3ه ساعت تست زدن ( مگه اینها دانشگاه نبودن مگه معدل ندارن مگه به دانشگاهشون اعتماد ندارین ) بعدش هر کدام کلی پول ریختن به حساب سازمان مربوطه ( مگه هزینه های برگزاری آزمون چند درصد این پولها میشه ) بعدش در مجموع بعد از سه ماه نتایج را می زنن، خانواده های خاص و افراد پارتی دار قبول میشن و بقیه همان لگد  را می خورند و ......... جالبه سه ماه  بعد همین سیکل تکرار میشه ( حداقل این آزمون را برای  دو یا سه سال معتبر بدارید) 

 خلاصه این ملت چقدر مللووس تشریف دارن 

ترا خدا کپی کنید 20-30 خبرنگار  نجف زاده پیگیری کنه بذارش توی ..... کمی ملت لبخند بزنن


 
کوتاه سخن
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/۱۱/۱٥  کلمات کلیدی:

سنگین ترین بار  منت است  هیچگاه زیر این بار نرو..

شیرین ترین تلاش مسئولیت است از آن استقبال کن

بزرگترین زندان .. آزادی است در حسرتش نمان 

بهترین خصوصیت شجاعت است هر جایی صرف نکن

بهترین سرمایه اخلاق است .. آن را در دلها بکار

بهترین دارایی قناعت است همیشه آن را نگه دار  

زشت ترین عادت چشم و هم چشمی است آن را ترک کن

شایع ترین خواسته "شهرت"است... دنبالش نرو.

لطیف ترین حالت "لبخند"است...آن را حفظ کن.

حسرت انگیز ترین حس "حسادت"است... از آن فاصله بگیر.

ضروری ترین درخواست "تفاهم"است... آن را ایجاد کن.

سالم ترین دعا "سلامتی"است... به آن اهمیت بده.

اصلی ترین باور "اطمینان"است... به آن اعتماد کن.

بی احساس ترین شخصیت  "بی تفاوتی" است... مراقب آن باش...!!

========================================

(جوکهای کوتاه )

تدبیر و امید!

گذر از رکود!

هیچکس تنها نیست!

بانکداری اسلامی

دانشگاه ازاد اسلامی!

سایپا مطمئن!

اینترنت پرسرعت ایران!

پرواز خوشی را برای شما آرزومندیم!!!

شیب ملایم 

.......... شما چی بهشون اضافه می کنی؟


 
گزارشی از تفاوت نگرش به آموزش و تربیت مهارتها و مسئولیتهای زندگی
ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۱۱/۱۱  کلمات کلیدی:
کارشناسان تربیتی ژاپن اظهار می دارند :
ما در جنگ جهانی دوم همه چیز خود را از دست دادیم اما معلم داشتیم...  ما خانه هایمان را کوچک و مدرسه ها یمان را بزرگ می سازیم.
چندسال پیش  موفق به بازدید از یک مدرسه ژاپنی شدم. در بدو ورود آنچه برایم جالب بود آوای خوش و آرام زنگ پایان ساعت کلاس بود , صدای (دینگ دانگ) که با شنیدن آن دانش آموزان به آرامی از کلاس های خود خارج شدند،

من به اتفاق  راهنما از کلیه کلاس ها بازدید کردم, نکته  قابل توجه این بود که بر خلاف مدارس ایرانی که با تغییر ساعت کلاس ها, آموزگاران به کلاس دیگر می روند, در مدرسه ی ژاپنی این دانش آموزان بودند که به کلاس آموزگاران می رفتند; به عنوان مثال, دانش آموزان کلاس اول و دوم , که با هم در ساعت دوم برنامه ی درسی خود, نقاشی داشتند; به اتفاق به کلاس نقاشی آمده بودند. در کلاس نقاشی میز بزرگی در وسط اتاق به چشم می خورد که صندلی ها در اطراف آن چیده شده بودند. بر روی دیوارهای کلاس قفسه های چوبی قرار داشت که انواع  وسایل نقاشی مثل ماژیک, مداد رنگی, آبرنگ و انواع مقوا و.... جهت استفاده دانش آموزان به چشم  می‌خورد. معلم نقاشی آن روز موضوع  بازیافت زباله را برای نقاشی دانش آموزان تعیین نموده بود و  دانش آموزان هر یک با لوازم دلخواه خود و بهره گیری از خلاقیت فردی مشغول نقاشی بودند.
نکته  قابل توجه دیگر این بود که در هر کلاس دانش آموزان از حیوانی نگهداری می کردند، مثل لاک پشت, ماهی, خرچنگ و......, اما کلاسی که بیش از همه جلب توجه می کرد, کلاس مهارت زندگی بود. در یک طرف این کلاس تعدادی میز و چرخ خیاطی و اتو و ......به چشم می خورد و در طرف دیگر که فضایی شبیه آشپزخانه بود، کابینت, ظرفشویی و گاز خوراک پزی و......  قرار داشت. دانش آموزان در این کلاس مهارت های آشپزی, خیاطی,شستن ظرف و...... را می‌آموختند. پس از بازدید از کلاس‌ها در دفتر مدرسه جلسه‌ای تشکیل شد تا به پرسش و پاسخ بپردازیم. بعد از ورود به دفتر آموزشگاه, یک صندلی چرخ دار در گوشه دفتر, این سوال را برایم به وجود آورد که کدام یک از کارکنان مدرسه مشکل جسمی دارند؟ در مورد پاسخ این سوال در آخر جلسه مدیر مدرسه, شرح دادند که دانش آموزان مدرسه هر هفته یک روز به نوبت باید از لحظه ی ورود به مدرسه تا زمان خروج , بر روی صندلی چرخ دار بنشینند و روز بعد احساس خود را به صورت انشاء نوشته و برای سایر دانش آموزان بیان نمایند. به این ترتیب بچه ها یاد می گیرند که قدر سلامتی خود را بدانند و هم با مشاهده یک معلول جسمی او را تحقیرو تمسخر نکنند. 
از مدیر مدرسه سوال شد; شما دانش آموزان خوب را چگونه تشویق می کنید؟ مدیر مدرسه متوجه منظور ما نشد و با کنجکاوی به چهره مترجم نگاه کرد. مترجم توضیح داد که به دانش آموزی که نمرات خوب دارد چه جایزه می دهید؟  با این سوال، مدیر با تعجب پرسید مگر برای اینکه دانش آموزی درس خوانده است, باید به او جایزه داد؟ مترجم سوال کرد پس چه تفاوتی بین دانش آموزان درس خوان و موفق, با دانش آموزانی که در دروس خود موفق نیستند, قائل می شوید؟
مدیر مدرسه پاسخ داد: ما به دانش آموزان موفق تکلیف بیشتری می دهیم. دانش آموزان ژاپنی برای ورود به دبیرستان، آزمون دشواری را پیش رو دارند لذا, دانش آموزی که تکلیف بیشتری از آموزگار خود دریافت می‌کند, خوشحال است و می‌داند که برای آزمون ورودی دبیرستان می‌تواند خود را آماده ‌تر نماید, بنابراین تکلیف بیشتر بهترین پاداش برای دانش آموز موفق است. در مورد تشویق معلمان هم متوجه شدیم که به همین روش عمل می شود و به آموزگاران موفق, پروژه‌های تحقیقاتی محول می شود. پس اززنگ پایان مدرسه, همه ما شاهد آن بودیم که دانش آموزان همه با هم کلاس ها و مدرسه خود را تمیز و پاکیزه کردند و بعد از مدرسه خارج شدند. در واقع دانش آموزان ژاپنی هر روز با ورود به مدرسه, مدرسه ای پاکیزه و تمیز تحویل می‌دهند و حس مسوولیت پذیری را از همان دوران مدرسه می‌آموزند.
تفاوت قابل توجه دیگر مدیران مدارس بودند که بعد از 30 سال تدریس, اگر در آزمون مدیران پذیرفته شوند, شایستگی خود را برای احراز پست مدیریت مدرسه به اثبات می رسانند و جالب است که اکثر مدیران در سال اول آزمون مدیریت موفق نمی شوند و بسیاری از ایشان پس از 32 یا حتی 37 سالگی، بالاخره در آزمون پذیرفته می‌شوند و خلاصه این که با دنیایی از تجربه و مهارت,
به امید آنکه ما نیز بتوانیم با یاری  هم مدارسی این چنین فعال و پویا و کارآمد بسازیم
گزارش بازدید گروه فیزیک استان همدان از یک مدرسه ژاپنی

 
در چه شرائطی با پنبه سر ببرید
ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٩/۱٩  کلمات کلیدی:

ظرفیت و قدرت انعطاف انسانها خیلی زیاده

برای همین هر چی خشن تر باشید

برش پنبه روی گردن را کمتر حس می کنید.

===============


 
قابل توجه دانشجویان عزیز
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۳/۸/۳٠  کلمات کلیدی:

دانشجویان گرامی نیمسال تحصیلی اول سال 93-94 می توانند به انتشارات یا کافی نت دانشگاه مراجعه کرده و پکیج های درسی (پوشه های درسی) شامل فایلهای کمک درسی و بانک سئوالات دروس زیر را دریافت کنند.

تذکر: فایلهای جدید با فایلهای ترم های قبلی تفاوت دارند به تاریخ بانکها توجه کنید.

1- مدیریت کسب و کار و بهره وری: ارائه شده است= ترم مهرماه 93

2- قوانین و مقررات کسب و کار : ارائه شده = ترم مهر ماه 93

3- فنون مذاکره : در دست تهیه شده از انتشارات دانشگاه تحویل بگیرید. 

4- گزارش نویسی و روش تحقیق و پژوهش = ارائه شده از انتشارات تحویل بگیرید.

5- مبانی کارآفرینی : ارائه شده می توانید از کافی نت تحویل بگیرید.

6- اصول سرپرستی : ارائه شده است =  تحویل بگیرید

7- اصول حسابداری : طی هفته جاری تحویل میشود.


 
گذر زمان شما
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/٦/٢٥  کلمات کلیدی:

شما چگونه قرار می گذارید؟

بعضی ها به ایام ماه: مثلا  شهریور یا مهر ماه میرم سفر  - بعضی ها به روز: مثلا  شنبه یکشنبه  کلاس دارم - بعضی به صبح، ظهر: مثلا  پیش از ظهر یا عصر پارک می بینمت  - بعضی به ساعت روز و شب : مثلا  7.30  و یا 11.25 نوبت مطب دارم - بعضی به ساعت و دقیقه و برخی ادمهای دقیق ساعت و ثانیه هم براشون مهمه.

میدونید سرعت گذشت زمان براساس سرعت و کیفیت اتفاقاتی که انتظار وقوع شونو دارین  و حوادثی که پیرامون شما واقع میشوند و بهشون توجه دارین، می گذرد.

مثلا امدن قطار - حرکت اتوبوس -  رسیدن فصل - آمدن بچه شما از مدرسه - فرا رسیدن موقع پخش مسابقه فوتبال - دقایق و ثانیه های پایانی مسابقه فوتبال در وقت اضافه - یا حتی توجه و انتظار شما از سبز شدن چراغ راهنمایی چهارراه و یا رشد یک گیاه گلدان آپارتمان شما .


 
چالشهای مدیریت دهوکراسی (نظم در بی نظمی)
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٥/۱  کلمات کلیدی:

 وقتی به سیر خلاقیت و نواوری بشریت نگاه می کنیم می بینیم انسانها اول رویا و افسانه سازی کردن بعدش افسانه ها و رویاها مجازی را به صورت کتاب مثل شاهنامه و کلیله و دمنه و بوستان و غیره تبدیل به اثار هنری کردن  سپس:

هنرمندان عصر جدید اثار  و افسانه های گذشتگان را تبدیل به فیلم و سریال مجازی کردند. 

 گروهی دیگر توانستند این اثار سینمایی و سریالهای تخیلی را تبدیل به محصول عملیاتی کنند.

یاد افسانه علی بابا و چهل دزد افتادم داستانی که به ربانهای مختلف نوشته و سناریوهای متفاوتی به صورت فیلم از این افسانه زیبا تهیه شده.

به مثال آن در وضعیت فعلی قابل توجه همه ی کارگردانان نویسندگان و تهیه کنندگان هر کدام مثنوی هزار من کاغذ است و سوژه های داغ :

1- نظام بانکداری ایران و آشفته بازار اختلاس و سوء استفاده های پس اندازهای کوچک و مافیای استفاده های کلان 

2- نظام ورزش و باشگاه داری ایران - وجود دلالان و پولشویی و رانت خواریهای میلیاردی و وجود بازیگران 

3- نظام انحصاری صنعت بخصوص صنعت خودرو و تک تازیهای فراجناحی سهامداران و قطعه سازان که بهای سوء مدیریت را گران به مردم تحمیل می کنند.

4- نظام بیمه  و تامین اجتماعی حمایتهای سرمایه ای از اندوخته های سپرده گذاری یک عمر تلاش کارگران و کارمندان برای دوران پیری که محل تاخت و تاز گروهی اندک شده که در انزوا و خفا تاراج کنند.

5- صنعت نفت و تجارت فرآوردها و مشتقات نفت و پتروشیمی که پر است از دم خروسها و قسم حضرت عباسی 

6- صنعت ارتباطات و سهامداران دو غول ارتباطی که دکان انها در جیب و کیف هر خانم و اقا بساط پهن کرده ایرانسل و همراه اول که هوا و فرکانس می فروشند و ثروتها اندوخته می کنند و کاخها بنا می کنند هنوز به تفحص نوبت نرسیده است 

7- از نظام دانشگاهی و تجارت مدرک بگویم - از نظام دارو و درمان و پزشکان مسکن ساز بگویم - از مسکن بی مهری بنالیم و اشفته بازار تجارت زمین خواری منابع طبیعی بگوئیم.

8- نظام مالیاتی گمرکات و عوارض و صادرات و واردات انحصاری گروهی خاص   

از مافیای واردات محصولات خوراکی بنالیم سری به بنکداران و میدان بار میوه و تره بار بزنیم  یا در معادلات تحریم و هسته ای تفحص کنیم ؟

 همه و همه در یک موضوع اشترکات دارند  و آن ضعف شدید در نظام مدیریتی و عدم وجود سیستم گرا یی در مقابل و تضاد به تمایل به فردگرایی و ضعف در پیشگیری است که زاییده کوته فکری و کج اندیشی ناشی از عدم تخصص گرایی به مولفه تربیت و نظامند کردن شایستگی در نظام مدیرت در رده های عالی میانی و عملیاتی است. است.

شما چه فکر می کنید؟


 
ما با تصوراتمان زندگی و رفتار می کنیم
ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/۳/٢٤  کلمات کلیدی:

مجرمی را با چشمانی بسته در حضور مجرمی دیگر نشاندن و با بریدن شاهرگ دستش او را به مجازات رساندند.

در این هنگام نفر دوم با چشمان خود شاهد مرگ او بر اثر خونریزی شدید بود.سپس چشمان نفر دوم را نیز بستند و این بار شاهرگ دست وی را فقط با تیغهای خط کشیدند و در این حین کیسه آب گرم نیز بالای دست وی شروع به ریختن می کرد این در حالی بود که دست او به هیچ وجه زخمی نشده بود.
اما شاهدان یعنی پزشکان و روانشناسان با کمال ناباوری دیدند که ...
.. 
مجرم دوم نیز پس از چند دقیقه جان خود را از دست داد چراکه او مطمئن بود که شاهرگ دستش به مانند نفر اول بریده شده و خونریزی می کند.
ریخته شدن خون را نیز بر روی دست خود حس می کرده است.
در واقع تصویر ذهنی او چنین بوده که تا چند لحظه دیگر به مانند نفر اول هلاک می شود و همین طور هم شد.
این نشان می دهد که دستگاه عصبی ما با توجه به آن چه فکر می کند یا خیال می کند که حقیقت دارد واکنش نشان می دهد.
دستگاه عصبی ما تجربه خیالی را از تجربه واقعی تمیز نمی دهد.
در مورد فوق با توجه به اطلاعاتی که از ناحیه مغز در اختیار او قرار می گیرد واکنش نشان می دهد.
این یکی از قوانین اولیه و اصولی ذهن است. در واقع این طوری ساخته شده ایم.
ازشما میخوام که لحظه به لحظه مراقب گفته ها، فکرها و حرفای دلتون باشین. مواظب باشین که به خودتون چی می گین. 
هیچ وقت نگین چرا زندگی من این جوری...
همه چی دست خود ماست و این مائیم که زندگی مونو به ویرونه ای تبدیل می کنیم یا به قصری زیبا.


 
← صفحه بعد