مديريت فردا

موضوعات متنوع با گرایش مدیریتی- اجتماعی- جامعه شناسی

 
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٤/٢/۱٩  کلمات کلیدی:

مطالبی که در زير می خوانيد گزيده ای از (پاور پوينتی) است كه دردانشگاه فردوسي مشهد به عنوان  مقاله پذيرفته و ارائه شده است.

اهميّت وضرورت پرداختن به مقوله‌ي فرهنگ سازماني:

نيروي انساني با باورها ، افكار، بينش ، دانش و تمايلات جمعي گروه كاري خود در تعامل بوده و بسياري از قواعد و رفتارها و عملكردها در مجموعه سازمان غيررسمي تبلوري از فرهنگ حاكم بر سازمان است كه شكل مي‌گيرد. بسياري از دستورالعمل‌ها ، بخشنامه‌ها و آيين نامه‌هايي كه با فرهنگ سازماني هماهنگ نباشند؛ يا اصلا اجرا نمي‌شوند و يا تحت تأثير فرهنگ سازماني حاكم دچار انعطاف مي‌شوند . بنابراين بين شبكه‌هاي غيررسمي سازمانها و روابط رسمي (چارت تشكيلاتي و سلسله مراتب ) و فرهنگ سازماني همواره تعاملي مستمر وجود دارد.

فرهنگ به‌عنوان يك سيستم اطلاعاتي

كاركنان ضمن تجزيه وتحليل ماهيّت انجام كار و وظايف خود، به روش انجام فعاليت نيز توجّه داشته و اين‌گونه روشها را با شرايط محيطي انطباق داده ، تمامي تجربيات خود را به همكاران ونسل بعد به عنوان سنتِ انجام وظيفه منتقل مي‌كنند. بنابراين فرهنگ سازماني به عنوان سيستمي اطلاعاتي راهنماي انجام كار است و مي‌تواند از نسلي به نسل ديگر منتقل شود .(7)

بين شبكه‌هاي غيررسمي سازمانها و روابط رسمي (چارت تشكيلاتي و سلسله مراتب ) و فرهنگ سازماني همواره تعاملي مستمر وجود دارد.

عمده نظام‌هاي مؤثر بر فرهنگ سازماني

رابطه‌ي فرهنگ جامعه با فرهنگ سازماني

هر كارمندي در سازمان خود حامل فرهنگ جامعه‌اي است كه خود و خانواده‌اش در آن زندگي مي‌كنند و متقابلاً نيز هر عضو از سازمان، در محيط عمومي جامعه نيز نماينده‌ي فرهنگ سازماني خود مي‌باشد .

تعامل بين فرهنگ جامعه و فرهنگ سازماني انكارناپذير است رابطه‌اي دو سويه، تأثير پذير و تأثيرگذارهمواره بين آنها برقرار است.

رابطه فرهنگ با دانش اجتماعي وكسب مهارت و تخصصهاي اداري

گرايشات مردم بخصوص كاركنان و قشر جوان به كسب دانش و مهارتهاي علمي و حرفه‌اي، تبلوري از فرهنگ حاكم بر جامعه است.

نوع انتظاراتِ فرهنگي جامعه نسبت به كسب دانش و فنآوري جديد بر سازمانهاي ما تأثير خواهد گذاشت، بنابراين سازمانها بايد از كاركنان خبره ، متخصص، و ماهر بهره گرفته تا بتوانند پيشرفتهاي علمي و مهارتي را براي سازمان وجامعه بوجود آورند.سازمانهاي دولتي ضمن اينكه ياد گيرنده هستند، آگاه‌دهنده‌ي فنآوري مدرن نيز هستند.

رابطه فرهنگ با دانش ، آگاهي اجتماعي ونوع حكومت با ساختار اداري

ميزان بصيرت، آزادگي و آگاهي ناشي از بينش، نگرش و اعتقادات مردم كه دربسترفرهنگ و دين مردم مي‌گنجد. تعيين‌كننده‌ي نوع حكومت است. امروزه ملل مختلف، خود نوع حكومت و دولت را انتخاب مي‌كنند. اگر دولتي دموكراسي است، يا پادشاهي، يا اينكه، دولتي پارلماني است، براساس همين بافت، نوع ساختار اداري و سازماني دستگاههاي دولتي و بخش خصوصي، را طراحي و مجاز به فعاليت مي‌دانند.

تركيب و سلسله مراتب ساخت سازماني دستگاهها ،عموماً توسط مجلس و دولت كه نماينده افكار جامعه است پي ريزي مي شود. ضمن آنكه هر مصوبه قانوني، اداري، اقتصادي، اجتماعي ، فرهنگي، نظامي، سياسي، تمايلات فرهنگي و سازماني خاصي را در جامعه و سازمانها بوجود مي آورد.

رابطه فرهنگ جامعه با رفتار اجتماعي و رفتار سازماني

مجموعه‌ي اعتقادات، باورهاي فرهنگي، بينش و نگرش افراد، سازنده‌ي نوع انگيزش آنهاست، و انگيزها نيز سازنده‌ي نوع خواستهاست.توجه داشته باشيددر فرهنگ سازماني،خواستها شكل‌دهنده‌ي رفتار سازماني است و نه هميشه نيازها.

نكته‌ي حائز اهميّت اينكه هميشه خواستها منطبق با عين نيازها نيستند. اگر خواستي از كاركنان، نيازهاي اورا تامين نكند فرآيند انگيزش تكرار شده و رفتار شكل ديگري به خود مي‌گيرد.

مديران هوشمند و علمي بايد همواره پشت هر خواستي، به نيازهاي واقعي كاركنان خود پي برده، آنها را تامين كنند.

واژه‌سازي در فرهنگ سازماني:

بخش عمده‌اي از شناخت فرهنگهاي سازماني را مي‌توان با يادگيري و آشنايي با واژه‌هاي متداول درون همان جامعه پيدا كرد. واژه‌ها و كلمات اختصار و استعاره‌هاي عاميانه در فرهنگ سازمانها متفاوت و بنا بر شرايط قابل تغيير است. بنابراين ميتوان وارد فرآيند تغيير آنها شده و آنها را متحول ساخت.

كاربرد واژه‌ها در فرهنگ سازماني مي‌تواند تأثيرات پنهاني را به صورت تدريجي در بين كاركنان داشته باشد، اعم از اينكه واژه‌ها سازنده و مفيد باشند يا باز‌دارنده و مضر.

بسياري از اين واژه ها در تعاملات فرهنگ سازماني، مفهومي مغاير با معناي حقيقي آن واژه پيدا كرده است، بنابراين مديران بايد با پي‌بردن به كاربرد اينگونه اصطلاحات و واژه‌ها به آنها معنا، و مفهوم محتوايي جديدي ارائه دهند.

نتايج يك پژوهش در زمينه تأثيرات واژه‌ها برفرهنگ و باورهاي كاركنان و مديران (طرز تلقي كاركنان نسبت به دو واژه‌ي رسمي سازماني در فرهنگ سازماني)

مسئول:

 كاركنان متصديان عنوان مسئول را افرادي تعريف كرده‌اند كه داراي اين ويژگيها هستند: مدارج ارتقاء را علاوه بر شايستگي مديريتي، با دارا بودن مقبوليت كاركنان بدست آورده‌اند، كاركنان با او به راحتي مي‌توانند گفت و شنود داشته باشند. ضمن اينكه از قدرت سازماني و اختيارات لازم برخوردار است، دستور مي‌دهد و گزارش مي‌گيرد، ارتباطي دوستانه و صميمي با زير دستان برقرار كرده، از نظرات و همياري آنان در شرايط مختلف بهره مي‌گيرد، به سركشي بيشتر مي‌پردازد، از او مي‌توان درخواست رو در رو داشت ، مي‌توان اورا در سالن اجتماعات و يا نمازخانه ديد و با او درد دلي كرد، با كاركنان خودماني‌تر است. امتيازات سازماني معقولي را در اختيار دارد.

رئيس:

كاركنان متصدي آن را منصبي‌مي‌دانستند كه: داراي امتيازات واختيارات ويژه‌اي است. فقط دستور صادر مي‌كند گزارش مي‌گيرد، به كاركنان نگاهي زيردستانه داشته و ابزاري فيزيكي ميداند. بايد حتما از مزايايي با‌لا‌تر از ديگران برخوردار باشد، براي ديدن او بايد قبلا وقت بگيريد، كمتر به درد دل كار‌كنان گوش مي‌دهد و فقط براي او توليد و منافع سازمان و بعضاً خودش و حفظ موقعيتش مهم است. معمولا اگر با دوستان خود در دفتر كارش گپ ميزند به منزله جلسه تلقي مي‌شود.كمتر در بين كاركنان ظاهر شده، محل كارش را فقط دفتـرش قلمداد مي‌كنـد، بيشتـر وقتش در مـأموريت و جلسـات صرف مي‌شود، هزينه كرد از بودجه سازمان براي او محدويتي ندارد، كمتر از مرخصي ساعتي و روزانه استفاده مي‌كند، دريافتي حقوق ومزاياي او از ديد كاركنان پنهان است، اعضاي خانواده‌اش از امكانات رفاهي شركت (سازمان ) حداكثر استفاده را مي‌كنند.

طرز تلقي كاركناني كه خود، در منصب سازماني رئيس و مسئول قرار داشتند

مسئـول:

 خود را در مقابل اعمال وظيفه و اهداف سازمان مسئول مي‌داند.

همواره پاسخگو باشند.

در تصميم‌گيريها به همه جوانب كار بايد توجّه نمايد.

هواي كاركنان زير مجموعه را داشته باشند.

از امكانات و اعتبارات سازمان به اندازه معقول استفاده كند.

ممكن است مورد اعتراض قرار گيرند.

دوران تصدي او محدود است.

مشكل كاركنان را مشكل خود مي‌داند

رئيـس :

خود را منتخب رده مافوق مي‌داند.

اختيارات تام دارد و فقط پاسخگوي مافوق خود هستند.

بايد در بهترين طبقه ساختمان وبا امكانات شيك و چشمگير دفتركار خود را داير نمايند.

عمده وقت آنها براي كارهاي برون سازماني صرف مي‌شود.

براي شنيدن خواستهاي كاركنان وقت كافي ندارد.

حضور و سركشي به كارگاهها وظيفه او نيست.

وظيفه‌ي اصلي او صدور بخشنامه‌ها و ابلاغ مصوبات صورتجلسات و آئين‌نامه‌هاست.

بعضاً از اصطلاح (اين مشكل شماست) استفاده مي‌كنند

نتيجه‌گيري پژوهش در زمينه‌ي كاربرد واژه هاي رسمي در فرهنگ سازماني

اگر عناوينرئيس و مسئول واحد سازماني را در درجات سازماني، مترادف قلمداد كنيم. هر كدام از اين واژه‌ها طرز تلقي متفاوتي در رفتار كاركنان القاء كرده، در نتيجه شكاف تعامل ارتباطي كاركنان با مسئول به مراتب كمتراز تعامل با رئيس است. (بدون توجه به شخصيت فردي متصدي آن).

اين واژه هاي سازماني بدون اراده قبلي به مديراني كه در آن جايگاه قرار دارند، يك سري تمايلات و باورهايي خاصي را القاء ميكند كه در بينش ورفتار سازماني او كاملا مؤثر است.

در فرهنگ سازماني ( )و ساير سازمانها تلقي مثبتي از واژه رئيس نداشته در حاليكه عنوان مسئول بازتاب جذاب تري در فرهنگ سازماني دارد.

عناوين واژه‌هاي رئيس و مسئول به عنوان شاهد بر ادعاي كاربرد متفاوت واژه هاي سازماني آورده شد، عليهذادست‌اندركاران تحول اداري و ساختارساز است، كه بدون توجّه به محتواي ارزشي وضد ارزشي واژه‌ها از آنها استفاده نكنند، بلكه به دنبال رايج كردن واژه‌هاي مثبت انديش و سازنده فرهنگي متحول و پيش برنده باشند.

حذف اين معاني و مفاهيم به سادگي ميسر نيست ولي جايگزين محتوا و مفاهيم آنها تابع فرآيند تغيير از طريق فرهنگ‌سازي امكان پذير است.