مديريت فردا

موضوعات متنوع با گرایش مدیریتی- اجتماعی- جامعه شناسی

 
ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٤/٥/٥  کلمات کلیدی:

  آنچه ميدانيد به درد شما نمی خورد چون دانسته های شما خيلی زود کهنه می شوند.شتاب و سرعت در يادگيری آنچه را نميدانيد مهمتــــــــــر است.

 هيچکدام از ما با هوش تر از همه‌ی ما نيست

  برای پــــــــــول کار نکنيد / بگذاريد پــــول برايتان کار کند.

هزينه های شب عيدی را بخوانيد.

هزينه های شب عيدی ؟

 

محدويت زماني[ سال مالي] بر بودجه دولتي اين چيزا را هم داره! آقا يه فكري بكنين!!: آخراي سال هميشه اينجوريه: 

 

اول اينكه بعضي از مديراي عليه‌السلام دستور ميدن كه درآمدهاي اختصاصي و عمومي ارباب رجوع بيچاره را كه از جيب مباركشون با زيرکی روحی و روانی پرداخت شده را توي گاوصندوقها يا حسابهاي بانكي مخفي نگه دارن و /به خزانه سرازير نشه و سرريز نشه/  تا روز طالع بخت وشانس مديران به سال جديد به سر رود و سلامت بمانند و در ۱۵ فروردين که نحسی ۱۳ را بدر کردند / به حساب سال مالي آينده به خزانه بريزند/ توي اين گير و وير معلومه چه بلايي سر اين پولاي مردم مياد/ اگه رئيس جايي چاله چوله‌اي داشت با همين پولا ماس ماليش ميكنه چرا كه معمولا دم عيدي يا همون شب عيدي( ما ايرونيها از برج ۱۲  سال را ميگيم شب عيدي) ( منبعد اگه ازتون پرسيدن طولاني‌ترين شب سال چه شبيه نگيد شب يلدا – بگيد شب عيدي) اين اتفاقات عجيب مييفته.

دوم اينكه تخصيصهاي خزانه( کارکنان و مديران طرح و بودجه ميدونن تخصيص سه ماهه يعنی چی / توی برج ۱۲ تخصيص بودجه ۹ ماهه ميشه و يک نوزادی ميزايد که بيا به تماشا)  كه دير به سازمانها برسه/ توي همين ماه۱۲/  (اسفند راميگم) که اسفنديار ادارات  متولد ميشه و/  پولا  همش سرازير ميشه، همون رئيس فلك زده هاج واج مي‌مونه كه چطور اين همه پول قلمبه را  يه طوري آبش كنه كه برگشت نخورده و اونو بی عرضه انگشت نما نکنند و  كرسيشو از زير پاش نكشن / واسه همين دست به دامن بازاريا ميشن/ ده بدو قراردادهاي كذايي و صوري درست كنين/ بازاريا هم كه درسشون رونشونه و دست دولتيا را از قبل خووندن منتظر همچین آشي/ لاشي هستن و هر كي و كاردش/ آگهيهاي مناقصه يک روزه و يك نفر كه الكي بنام ده نفر فروشنده فرم استعلام تقلبي مي نويسه و( اصناف هم‌سلف که قيمت مهر فروشگاهشونو ميفروشن) هم كه هواي قيمتهاي اينجوري همو دارن و عصر ارتباطات فقط به اونا خدمت ميكنه که سريع اوضاع قيمتهای ثانيه ای را راپورت بدن/  خلاصه داستانسرايي نكنم كه نتيجه‌ش معلومه چي از آب در مياد/ يه نفر طرف قرارداد مناقصه است و خودش هم برنده اس / هنوز  کالايی و خدمتی انجام نشده سند هزينه به تاييد حوضار ديوان محاسبات قرار گرفته و تسويه حساب پايان سال مالی به خير و خوشی پايان يافته  .

سوم اينكه همين مديران خوش مرام از خود ذيحسابا ياد گرفتن ( البته همشون ميگن از ما نشنيده بگيرن)(اگر بهشون بر نخوره) نه آغا از مديران بالا دستشون ياد گرفتن كه: فاكتور پيشاپيش بگيرين و سند بزنين تا پولا را از حساب بيارين بيرون بعدن سر فرصت كار رو انجام بدين/ توي اين ميون كار هزار چرخ ميخوره تعهدات از اين رو به اون رو ميشه و پول به نام يه چيزاي ديگه فاكتورجديد شده و  فاكتورهاي جديد بدست اومده ميتونه يه صورت هزينه‌ي ديگه‌اي را پوشش بده و ... و( خلاصه وارد اين مقوله نشيم فاكتوراي جديد چي ميشن) تو همين بل بشو پولا خرجه يه دو سه كار ديگه شده/ واسه همينه كه اين همه پروژه‌ي نيمه تموم هر ساله تكرار ميشن و داد بعضيها در مياد/ ولي بعدش بهش ميگن بابا چيزي نگو اين رسمشه كه از دولت پول پروژه هامونو بگيريم.( البته چهارم و پنجمو... اينا هم داره ولي وب بلاگم جا نداره/چشم خوانا ميخواد و /گوش شنوا که بحمدالله هست ولی دريغ از حلال مشکلات که گويی سنت اين پديده از روز ازل بر اين منوال بوده و خواهد بود وتغيير آن کفر است و ..... .

 ببخشيد نطق كرديم / حالا ما هم عوارضشو به تن میخريم/ ديگه همين/ ولی اگر بخوای مستند اونو هم دريافت کنيد کافی چند تا از اين نمونه های موجود در ديوان محاسبات توسط بارزسين خبره که سرشونو هنوز شيره نماليدن ( روغن کتيرا نمی زنن و داغ درد سرن) چند تا از قرادادها را با واقعيتها مقايسه کنند.